محمد موسوى بجنوردى

55

مقالات اصولى ( فارسى )

ديگر در وجوب مقدمات نبايد اشكال كرد و گفت كه : « اين وجوب ترشحى است . و چون ذى المقدمه هنوز نيامده ، چطور مىشود كه مقدمه واجب شود ، در حالى كه علت وجوب مقدمات وجوب ذى المقدمه است ؟ » حل مطلب ، در واقع ، مطابق فرمودهء مرحوم آقا ضياء الدين عراقى ( ره ) است كه مىفرمايد ملاكش تعلق اراده به صورت ذهنيهء از مراد است ، نه به صورت خارجيه . لكن بر اين مبنا اشكالات زيادى وارد است . اولا . معناى فرمودهء ايشان آن است كه تمامى مقدمات وجوديه بايد قبل از خود ذى المقدمه واجب باشد ، و اين مطلب اختصاص به مقدمات مفوته ندارد - يعنى اين مقدمات وجوديه اعم است از مقدماتى كه اگر آن را اكنون نياورديم و اتيان نكرديم ، سبب مىشود كه در زمان واجب يا در زمان حصول شرايط واجب تفويت بشود ، و يا موجب آن نخواهد بود كه تفويت واجب گردد . در نتيجه ، به‌هرحال لازم است كه اين مقدمات تحصيل گردد . ثانيا . اصل مبنا ، يعنى تعلق اراده به صور ذهنيهء مراد ، مقبول نيست ؛ چون ، به نظر ما ، احكام تابع مصالح و مفاسدند ، و آنچه مصلحت و مفسده دارد امر خارج است نه صورت ذهنيه كه « لا يسمن و لا يغنى من جوع . » وقتى آمر مىگويد آب بياور ، مراد متكلم و آمر آبى كه در ذهن او هست يا تصور آب نيست ، بلكه وجود خارجى آب مراد آمر است . وجود خارجى آب مقصود بالذات و وجود ذهنى مقصود بالعرض است ( به اعتبار اينكه اراده از كيفيات نفسانيه است و معقول نيست كه به خارج تعلق بگيرد و به ذهن و عالم ذهن تعلق نگيرد ، اما اين تعلق به « ما هو مرآة الى الخارج » و به « ما هو قنطرة الى الخارج » است : پل و آيينه‌اى است از براى خارج ) . ب . جمعى از دانشمندان وجوب مقدمات مفوته را از راه واجب معلق بيان كرده‌اند . نتيجهء بيان صاحب « فصول » ( ره ) اين است كه وجوب فعلى است و امر واجب استقبالى است . اگر وجوب فعلى بود ، وجوب مقدماتش هم فعلى مىشود و اشكالى پيش نمىآورد . البته ما در جاى خود واجب معلق را نپذيرفته‌ايم . ج . طريق ديگر طريق مورد نظر مرحوم مقدس اردبيلى و صاحب « معالم » و صاحب « مدارك » ( رضوان الله عليهم ) است كه در باب